من ترا بوسیدم
تا فراموش کنم قصه شیدایی را
تا بیامیزم بارنگ هوس
واپسین لحظه تنهایی را
من ترا بوسیدم
بهر تو از ره دور
ارمغان دگری آوردم
مخمل نرم نوازش ها را
بر لب گرم تو جاری کردم
بی گناهم به خدا خنده و دعوت و اغوا از توست
ای سراپا تردید
موجم و دامن دریا از توست
آتشم وای مکن خاموشم
ای سرا پاتردید
ای امیدگذران!!!
مرو از آغوشم
نوشته شده در سه شنبه 14/10/89ساعت
1:3 صبح توسط رسول سلیمانی فارسانی نظرات ( ) |
| Design By : Pichak |

